محمد حسين بن مهدى فراهانى
75
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
تفليس [ تفليس ] از اقليم پنجم و دار الملك گرجستان بوده ، و بعضى گفتهاند از بناهاى انوشيروان است . « * » و اسحق بن اسمعيل مولى بنى اميه آن را قلعه و بارو ساخته و خانههاى او مسقف به چوب صنوبر بوده . چون متوكل بقا را به جنگ اسحق بدانجا فرستاده اسحق خواست با وى مقاتلت نمايد ، بقانفتاندازان را امر كرد تا قارور [ ه ] - هاى نفت بدان بلد بينداختند و آتش زدند . اغلب شهر بسوخت و بسيارى از خلق آنجا تلف شد . و برخى را عقيده اينست كه از بناهاى اسكندر رومى است چنانچه نظامى در اسكندرنامه اشاره به آن مىكند . چنين گفت با پور دهقان پير * كه تفليس شد زو عمارتپذير و گرجستان هميشه مملكت مخصوص بوده و سلاطين و ولات علىحده داشته و ولات آنجا اغلب سمت تبعيت نسبت به سلاطين ايران داشتهاند و گاهى كه مخالفت هم مىكردهاند سلاطين مقتدر ايران تاخت و تاز بدان مملكت مىنموده و به قهر و غلبه مىگرفتهاند . چنانچه امير تيمور گوركان در سنهء ثمان و ثمانين و
--> ( * ) و بعضى نوشتهاند كه بانى تفليس سلاطين گرجستان يا سلاطين خزر بوده است . و در عهد خلافت عثمان به سردارى حبيب بن مسلمه اين شهر مفتوح لشكر اسلام شد و به تصرف مسلمانان درآمد . و در سنهء پانصد و پانزده هجرى دوباره گرجيان متصرف شدند و بسيارى از مسلمانان را به قتل رسانيدند . و در سنهء شش صد و بيست و سه هجرى سلطان جلال الدين خوارزمشاهى لشكر به گرجستان كشيد و اين شهر را متصرف گرديد و خيلى از گرجيان را به قتل رسانيد و والى و لشكرى در آنجا گذاشته و مراجعت كرد . پس از مراجعت ، اهالى از بدسلوكى والى شورش كردند و به تصرف گرجيان دادند . گرجيان به واهمهء اين كه مبادا خوارزمشاه دوباره لشكر كشد ، شهر را آتش زده و غالب متفرق شدند . و بعد از وفات خوارزمشاه دوباره مجتمع گشتند و پس از آن گاهى به تصرف ولات گرجستان و گاهى به تصرف ملوك شيروانيه ، و گاه به تصرف سلاطين عثمانى بود . چنانچه در زمان سلطان مراد خان به تصرف عثمانيها درآمد و گاه به تصرف پادشاهان اران بود .